ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

50

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) همسرش بود طلاق داد و پس او عثمان بن عفان او را بزنى گرفت . ولى ابو العاص بن ربيع با اينكه بواسطهء اسلام زينب روابط زناشوئى آنها از نظر اسلام به هم خورده بود ولى به هيچ قيمتى حاضر نشد زينب را طلاق گويد و بقريش گفت : من همسر خود را به هيچ زنى از زنان قريش نميدهم ( و برابر نمىكنم ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز از وصلت با او رضايت داشت و او را بنيكى ياد مىكرد . هنگامى كه زينب مسلمان شد از نظر اسلام ميان آنها بهم خورد و زينب به شوهرش حرام شد ولى چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در مكه در مقابل قريش قدرتى نداشت نتوانست ميان آن دو را جدا كند و ابو العاص را مجبور سازد تا زينب را رها كند از اين رو به همان وضع ازدواج آنها ادامه داشت تا روزى كه ابو العاص را در بدر دستگير ساختند و بمدينه خدمت پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله آوردند . هنگامى كه قريش تصميم گرفتند اسيران خود را با پرداخت فديه آزاد كنند زينب نيز براى آزادى ابو العاص پولى بعنوان فديه تهيه كرده و در ميان آن پول گردن بندى را نيز كه مادرش خديجه در شب عروسى به او داده بود و يادگار آن زن با ايمان و همسر باوفاى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود گذارده بمدينه فرستاد . پيك زينب بمدينه آمد و امانتى او را پيش رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نهاد ، حضرت با ديدن آن گردن بند به سختى متأثر شد و اشك در ديدگانش حلقه زد و رو به مسلمانان كرده فرمود : اگر ممكن است اسيرش ( ابو العاص ) را آزاد كنيد و اين مال و گردن بند را نيز به او برگردانيد ؟ مسلمانان خواهش پيغمبر را پذيرفته و طبق دلخواه آن حضرت ابو العاص را آزاد كردند . و پول و گردن بند زينب را هم به مكه برگرداندند . هنگامى كه ابو العاص مىخواست به مكه برود رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از او خواست يا آزاد شدنش را به اين كار مشروط كرد كه به رسيدن مكه وسائل حركت زينب را بمدينه